باهاش شرط کردم .
گفتم این بار که فوتت کردم نه آرزویی دارم نه میخوام دنبال کسی بری؛
تو بمون بذار باد منو ببره !
سرش رو به نشونه ی تأیید تکون داد و همه چیزو خراب کرد .
حالا دیگه نه بادی بود نه قاصدکی .
من بودم و تو مشتم صدتا ساقه ی قاصدک …
گاهی اوقات جملات زیبایی به ذهنمان می رسد که دوست داریم به گوش چند نفر برسونیمش ! جملات قصار جای همین جملات است.
ماری: جمعا تو عید 10 تا لینک اضافه شد ؟؟
ن ف ی س ه: __________\/\//\/_________
----------_-_-_--_--_--_--_--_-------
-.,.,.,.,,::::::::::::::::::::
""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
خط خطی !
NA2: iiiiiishhhhllllaaaaaaaaa
مسیح: اینجا سر گردنس !
انتقادی چیزی داشتی اینجا جاشه
ن ف ی س ه: اینجا کجاست دقیقا ..!؟
mozilla: چون جدیدا موجی از الهامات مثبت به سویم روانه است ، در این میان تو هم پاسی
خیالت تــــــــــــــــخت
mozilla: ممنون از حمایتت !
ب.ب
NA2: شدیدا هیجان لاست منو گرفته ! انگار می خواد جواب نمره انگلم بیاد که پاسم یا نه
کانتر لاست >
مسیح: می زارم. می ذارم ؟
مسیح: آره ؟ یه دکمه بزنین خودش می ره بالا ها
ولی می برمش پاین !
mozilla: راستی ! یه بامبو هم بزاری دیگه تکمیله
mozilla: مسی؟! این چراغه چرا دیگه از همینجا روشن نمیشه؟ سخته هی بریم بالا
NA2: ََََََََََََََََََََََََ
این آدم برفیــــــــــــــــــــــــــــــو
چقدر اینا بامزه ان
جوجو کلاغش کو پ َ ؟
دستت واقعا [...]
مسیح:
NA2: چـــــــــــــــــــــــــــــــــقدر این برفه خوووبه
یه ربعه دارم همین جوری این دونه هایی که پایین صفه می شینن و نگاه می کنم
کاش [...]
مثه باد مرا خواهد برد
[پاسخ]
ساقه ی قاصدک یا همون پوکه اش! ه
.
من یه پسر خاله داشتم بنام امیر . اون ۱۲ سالش بود، من ۱۱ .
ما یکی بودیم . ما با هم بودیم، خیلی . خیلی زیاد . شب… روز…
اون تو یه تصادف رانندگی رفت !
ه
به همین سادگی .
بی اختیار، از اون به بعد همه قاصدک هایی که به من میرسید از طرف امیر بود . من اصولن از این عادت های دخترونه ندارم . ولی مبدا قاصدک ها امیر بودند، بی اختیار !
.
حالا خیلی وقته امیر رفته و پوکه اش ( سین ) زندگی می کنه !
ه
[پاسخ]
قاصدک ! هان ، چه خبر آوردی ؟
از کجا وز که خبر آوردی ؟
خوش خبر باشی ، اما، اما
گرد بام و در من
بی ثمر میگردی
انتظار خبری نیست مرا
نه ز یاری نه ز دیّار و دیاری باری
برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس
برو آنجا که تو را منتظرند
قاصدک
در دل من همه کورند و کرند
دست بردار از این در وطن خویش غریب
قاصد تجربه های همه تلخ
با دلم می گوید
که دروغی تو ، دروغ
که فریبی تو ، فریب
قاصدک! هان ، ولی … آخر … ای وای
راستی آیا رفتی با باد ؟
با توام ، آی! کجا رفتی ؟ آی
راستی آیا جایی خبری هست هنوز ؟
مانده خاکستر گرمی ، جایی ؟
در اجاقی طمع شعله نمی بندم، خردک شرری هست هنوز ؟
قاصدک!
ابرهای همه عالم شب و روز
در دلم می گریند .(اخوان ثالث)
[پاسخ]
میاد و می بینی که تو دستش همه قاصدکایی که اینهمه وقت فوت کرده بودی دسته کرده و واست اورده
[پاسخ]
با کی ؟
[پاسخ]
هه عکسمو
[پاسخ]
- سلسلهی موی دوست!
- چهارخال؟ بی برگِ سر؟
- دست عوض؟
- بسمالله. عوض.
[پاسخ]
بهت نگفت نکنه ستاره یی بیاد ؟
[پاسخ]
پشت این دیوار
چشم به راهِ روزگارِ تو ام.
تا خشت آخر فروریزد،
چشم به راهِ تو ام.
[پاسخ]
.
یک ترانه ی ِ عاشقانه ،
مرا در آسمان ِ چشمانش می رقصاند . . .
و من ،
همچون قاصدکی به سوی ِ “او” می روم !
“ن.خ”
+
قاصدک ، نشونه ای ِ واسه بهترین ِ زندگیمون . . .
[پاسخ]