قاصدک

dandelion-seeds-being-blown1

باهاش شرط کردم .

گفتم این بار که فوتت کردم  نه آرزویی دارم نه میخوام دنبال کسی بری؛

تو بمون بذار باد منو ببره !

سرش رو  به نشونه ی تأیید تکون داد و همه چیزو خراب کرد .

حالا دیگه نه بادی بود نه قاصدکی .

من بودم و تو مشتم صدتا ساقه ی قاصدک …

اطلاعات این پست
تاریخ نگارش : چهارشنبه ۵ فروردین ۱۳۸۸ ساعت ۱:۳۷ ق.ظ
نویسنده : مسیح
تعداد بازدید : 120 بازدید
مطلب قبلی :
مطلب بعدی :
پست های بلاگ را از طریق فید دنبال کنید.
نظرات ( ۱۰ نظر )
    Big H :

    مثه باد مرا خواهد برد

    [پاسخ]

    سین :

    ساقه ی قاصدک یا همون پوکه اش! ه
    .
    من یه پسر خاله داشتم بنام امیر . اون ۱۲ سالش بود، من ۱۱ .
    ما یکی بودیم . ما با هم بودیم، خیلی . خیلی زیاد . شب… روز…
    اون تو یه تصادف رانندگی رفت !
    ه
    به همین سادگی .
    بی اختیار، از اون به بعد همه قاصدک هایی که به من میرسید از طرف امیر بود . من اصولن از این عادت های دخترونه ندارم . ولی مبدا قاصدک ها امیر بودند، بی اختیار !
    .
    حالا خیلی وقته امیر رفته و پوکه اش ( سین ) زندگی می کنه !
    ه

    [پاسخ]

    neshat :

    قاصدک ! هان ، چه خبر آوردی ؟
    از کجا وز که خبر آوردی ؟
    خوش خبر باشی ، اما،‌ اما
    گرد بام و در من
    بی ثمر می‌گردی
    انتظار خبری نیست مرا
    نه ز یاری نه ز دیّار و دیاری باری
    برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس
    برو آنجا که تو را منتظرند
    قاصدک
    در دل من همه کورند و کرند

    دست بردار از این در وطن خویش غریب
    قاصد تجربه های همه تلخ
    با دلم می گوید
    که دروغی تو ، دروغ
    که فریبی تو ، فریب

    قاصدک! هان ، ولی … آخر … ای وای
    راستی آیا رفتی با باد ؟
    با توام ، آی! کجا رفتی ؟ آی
    راستی آیا جایی خبری هست هنوز ؟
    مانده خاکستر گرمی ، جایی ؟
    در اجاقی طمع شعله نمی بندم، خردک شرری هست هنوز ؟

    قاصدک!
    ابرهای همه عالم شب و روز
    در دلم می گریند .(اخوان ثالث)

    [پاسخ]

    [m]arya[m] :

    میاد و می بینی که تو دستش همه قاصدکایی که اینهمه وقت فوت کرده بودی دسته کرده و واست اورده [Batting]

    [پاسخ]

    نازی :

    با کی ؟ [Nerd]

    [پاسخ]

    نازی :

    هه عکسمو [Big grin]

    [پاسخ]

    نازی :

    - سلسله‌ی موی دوست!
    - چهارخال؟ بی برگ‌ِ سر؟
    - دست عوض؟
    - بسم‌الله. عوض.

    [پاسخ]

    نازی :

    بهت نگفت نکنه ستاره یی بیاد ؟

    [پاسخ]

    نازی :

    پشت این دیوار
    چشم به راهِ روزگارِ تو ام.
    تا خشت آخر فروریزد،
    چشم به راهِ تو ام. [Hug]

    [پاسخ]

    نسرین :

    .

    یک ترانه ی ِ عاشقانه ،
    مرا در آسمان ِ چشمانش می رقصاند . . .
    و من ،
    همچون قاصدکی به سوی ِ “او” می روم !

    “ن.خ”

    +

    قاصدک ، نشونه ای ِ واسه بهترین ِ زندگیمون . . .

    [Big grin]

    [پاسخ]

شما می توانید با RSS نظرات این پست را دنبال کنید.
خواندن این پست شما را در عوض کردن عکستان در قسمت نظرات ( Avatar ) کمک خواهد کرد.
اگر به نظر شما پاسخی داده شود به صورت خودکار ایمیلی حاوی کامنت شما و جواب آن برای شما ارسال خواهد شد.

[shhh] [pray] [ooofz] [ookh] [nahaa] [kiss] [hih] [chemdoonam] [blah] [bi jolo] [Yawn] [Worried] [Wink] [Waiting] [Vix] [Timeout] [Thinking] [Tangue] [Surprized] [Straighte] [Soot] [Smug] [Sleepy] [Sigh] [Sick] [Sad] [Raised eyebrow] [Party] [Not Talking] [Nerd] [Nailbiting] [Love] [Loser] [Liar] [Laughing] [Laughing+] [Hug] [Happy] [Flower] [Drooling] [Doh] [Doa] [Devil] [Day dreaming] [Crying] [Cool] [Confused] [Chiken] [Broken heart] [Borro] [Blushiing] [Big grin] [Batting] [At wits end] [Aplause] [Angel] [-] [+]