می گوید : به اون که می گه چشات مثه همیشه نیس بگو چشات از همیشه قشنگتره…
سایه یی برمی گردد رو به انحنای کوچه
شب از نیمه گذشته
برگی از درخت می افتد…
گاهی اوقات جملات زیبایی به ذهنمان می رسد که دوست داریم به گوش چند نفر برسونیمش ! جملات قصار جای همین جملات است.
ماری: جمعا تو عید 10 تا لینک اضافه شد ؟؟
ن ف ی س ه: __________\/\//\/_________
----------_-_-_--_--_--_--_--_-------
-.,.,.,.,,::::::::::::::::::::
""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
خط خطی !
NA2: iiiiiishhhhllllaaaaaaaaa
مسیح: اینجا سر گردنس !
انتقادی چیزی داشتی اینجا جاشه
ن ف ی س ه: اینجا کجاست دقیقا ..!؟
mozilla: چون جدیدا موجی از الهامات مثبت به سویم روانه است ، در این میان تو هم پاسی
خیالت تــــــــــــــــخت
mozilla: ممنون از حمایتت !
ب.ب
NA2: شدیدا هیجان لاست منو گرفته ! انگار می خواد جواب نمره انگلم بیاد که پاسم یا نه
کانتر لاست >
مسیح: می زارم. می ذارم ؟
مسیح: آره ؟ یه دکمه بزنین خودش می ره بالا ها
ولی می برمش پاین !
mozilla: راستی ! یه بامبو هم بزاری دیگه تکمیله
mozilla: مسی؟! این چراغه چرا دیگه از همینجا روشن نمیشه؟ سخته هی بریم بالا
NA2: ََََََََََََََََََََََََ
این آدم برفیــــــــــــــــــــــــــــــو
چقدر اینا بامزه ان
جوجو کلاغش کو پ َ ؟
دستت واقعا [...]
مسیح:
NA2: چـــــــــــــــــــــــــــــــــقدر این برفه خوووبه
یه ربعه دارم همین جوری این دونه هایی که پایین صفه می شینن و نگاه می کنم
کاش [...]
من به چشمان خیال انگیزت معتادم.
[پاسخ]
از ترس بی قاعده متنفرم
از صدای نت روی سیم ویولن متنفرم
از از این همه کتاب و جزوه ی تلمبار متنفرم
از پدر های اشتباهی و مادر های تصادفی متنفرم
از تکرار میان دو هجا متنفرم
از شبیخون بچه های دوره ۴۲ ؛ از این همه اضمحلال متنفرم
از نبودن های به جا متنفرم
از نوای خوش اذان و تسبیح تربت کربلا متنفرم
از تظاهر ها و ظاهر فریبی های عــــــــام پسندانه متنفرم
از بکارت ذهنم متنفرم
از نیتروگلیسیرین گشاد کننده ی عروق متنفرم
….
اینجا موجودی زندگی می کنند که co2 را استنشاق می کند !!!
[پاسخ]
من هم از به تباه کردن امروز به خیال فردا بیزارم!
[پاسخ]
زندگی از تو و مرگم از توست. سیل سیال نگاه سبزت همه بنیان وجودم را ویرانه کنان میکاود من به چشمان خیال انگیزت معتادم و در این راه تباه عاقبت هستی خود را دادم………
[پاسخ]
طاعت از دست نیاید گنهی باید کرد …!
[پاسخ]
یه هایکو ِ ناب دیدم اینجا
.
.
.
پ.ن :
(همه میدونن، واسه خودم میگم اینو) :
هایکو یه سبک شعر ژاپنیه که از سه بخش تشکیل شده – مثه سه خط انتهاییه پست – و اصلن یه لحظه رو دقیقن مثه شاتر دوربین ثبت میکنه. قافیه و وزن و غیره هم نداره، فقط یه تجسمی به خوانند میده که با اون فضا همذات پنداری کنه. مفهوم شعر نیز توی دلشه؛ یه چیز واحده. نه کنایه، نه استعاره از چیزی.
.
مرسی مفهـوم
[پاسخ]
نرسیده به درخت،
کوچه باغی است که از خواب خدا سبزتر است
و در آن عشق به اندازه پرهای صداقت آبی است
میروی تا ته آن کوچه که از پشت بلوغ، سر به در میآرد،
پس به سمت گل تنهایی میپیچی،
دو قدم مانده به گل،
پای فواره جاوید اساطیر زمین میمانی
و تو را ترسی شفاف فرا میگیرد.
[پاسخ]
مرسی از بار علمی – ادبی که منتقل کردی !
خدا باردارت کنه
[پاسخ]
گهواره تکرار را ترک گفتم
در سرزمینی بی پرنده و بی بهار
نخستین سفرم باز آمدن بود از چشم انداز های ماسه و خار
بی آنکه با نخستین قدمهای نا آزموده نو پایی خویش
به راهی دور رفته باشم
نخستین سفرم
باز آمدن بود
[پاسخ]
امشب می توانم غمناک ترین ترانه ها را ینویسم…
دوستش می داشتم و هر از گاهی نیز او دوستم می داشت…
با حس از دست دادنش می توانم غمناک ترین ترانه ها را بنویسم
بی شک از این پس دوستش نخواهم داشت…
اما از خویش می پرسم:”چگونه دوستش داشتی؟”…
عشق کوتاه است
و
فراموشی، بلند
از این پس دوستش نخواهم داشت…
و
این آخرین شعری است که برای او می نویسم!
(تلخیصی از پابلو نرودا)
[پاسخ]
من چشم به راهم
طول و عرض اتاق را می رومو می آیم
کمی به ساعت نگاه می کنم
کمی از زمان گله می کنم
کمی دست هایم را زیر چانه ام می زنم و از پنجره ریزش باران را تماشا می کنم
کمی انگشتم را به نشانه اعتراض رو به عکست در هوا تکان می دهم
کمی برایت خط و نشان می کشم
و…
.
.
و تو می رسی
و من بعد تمام آن کمی ها
زیاد و تنگ در آغوشت می کشم
تو لبخند می زنی
همین
همین لبخندت
تمام نبودن ها را از دلم می گیرد …
[پاسخ]
الان نوبت منه یه چی بگم جو عاشقونه اینجا رو بریزم به هم؟؟؟
[پاسخ]
عالــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی!! و بسیــــــــــــار ” دل!!”
[پاسخ]
…
پسینِ خلوتِ بیانتها
کسالتِ ناتمامِ سکوت
خانه بیچراغ و بستر … بیگفت و گو،
و سایهسارِ غمگینِ بیوهای به درگاهِ بیسلام،
با روسریِ خیسِ گریههاش
بر دو دیدهی آبرو …!
[پاسخ]
…
ما لابهلای همین سکوت
پدرِ این پُرگویانِ دروغگو را در آوردهایم.
ما گاهی وقتها کلمه کَم میآوریم
اما رویای دورِ به دریا رفتگان، به دادمان میرسد،
درست مثلِ همین آلانِ عاشقانهی تو
که تو باید یک جایی
همین نزدیکیهای نماز و آینه باشی،
ورنه باد
این همه عطرِ دریا را به عدالت
میانِ ماه و من و این ترانهی ساده
تقسیم نمیکرد، نکرده است، نخواهد کرد.
[پاسخ]
گاه یک ستاره
یک ستاره گاهی
می تواند در کف یک پیاله آب
خواب هزار آسمان آسوده ببیند
آن وقت تو می گویی چه … ؟!!
می گویی یک آیینه برای انعکاس علاقه
کافی نیست ؟!
.
..
.
سی ام ت عجیب من و یاد سیدعلی صالحی انداخت و این شعر.
عــــالی بود .تنکس
[پاسخ]
…
دوسشون دارم
شعرهای صالحی رو
و تو را نیز …
[پاسخ]
دوست میدارم
خیلی زیاد
[پاسخ]
السلام
[پاسخ]
خوش اومدی آرش …
[پاسخ]
شکسته بندی میفرمایید
[پاسخ]
حتماً فرقش رو با گذشته بگو
و تاکید کن که هر روز
“انگار زیبائیت رشد می کنه
و روزی که خورشید از برق چشمات دیگه توی آسمون نیاد
دور نیست”
[پاسخ]