no wear ; no where ! round round round
آغوشت را می خواهم تنگ
برای این روزهای طولانی
جایی با تو اما به عکس همیشه مان
بی حرف !
من از صدا متنفرم
تا مدت ها.
پ.ن : حس خوبی دارند این شب ها…نیمه شب هر بار از خواب می پرم یک new messege می بینم ؛ حس خوبی دارد این شب ها…
پ.پ.ن: خنک آن قمار بازی که بباخت هر چه بودش و نماند هیچش الا هوس قمار دیگر
پ.پ.ن۱:این پی نوشت در درفت ام باقی می ماند محض خاطر حرف مادرم !
پ.پ.ن۲: دو دل که هم را بخواهند مهم نیست دل دیگری چه بخواهد …و من چقدر خوشبختم.
خیالت تــــــــــــــــخت
ب.ب
یه ربعه دارم همین جوری این دونه هایی که پایین صفه می شینن و نگاه می کنم
شکر .
مثل شکری که شب تولدم گفتم …
[پاسخ]
شکر… مثل اون شکری که هر وقت میبینمتون میگم
[پاسخ]
من خوشبخت ترم…میدونی چرا؟؟؟ چون تو و نازی رو دارم
[پاسخ]
اوا! انگار باید میگفتم تو و مسیح رو!! اخه نخوندم کی نوشته!!! عاشقتم عاشقانه
[پاسخ]
عشق در یک نگاه را
آسان میشود فهمید؛
چیزی که معجزه است
عشق بین دو آدمیزادیست
که یک عمر به هم نگاه کردهاند …
[پاسخ]
شکـــــــــــــــــــــــــــــــر …
خدا کیفیت هارو همینطوز بالا بره …
اومدو اینجا بعد از اینکه این پست قشنگو خوندم یه چیزایی دیدم که یاد یه داستان طنز افتادم !
میگه : یه بار ابی و داریوش اومده بودن ایران ، تا توی فرودگاه مامورا می بیننشون بهشون گیر میدن ! بعد یه ترکه می ره سمتشون به مامورا میگه : آقا به ما سه تا چی کار دارین ؟!!
[پاسخ]
کاش صدای پشت در امروز
عشق باشد
که دوباره بیاید ..
تا مدام
…
دلم،هُره می خواهد!
بی تو
عادت کرده ام به بی دلهُرگی …
[پاسخ]
[پاسخ]
کاملا موافقم ، چون حتی بعد از اینکه تازگیشون رو برای هم از دست دادند باز هم برای هم دوست داشتنی و تازه اند . مثل روز اول !
اصلا خوب عشق یعنی همین دیگه!
تداوم
تداوم با شناخت
تداوم بعد از شناخت…
[پاسخ]
دل اگر زنده شود
نتوان کاری کرد
می توان تکیه کرد
خنده کرد
با خیال آوای چکاوک
پیچیده در باد
زیر درخت
پای جوی آب
شاد بود
شاد موند
زندگی کرد
می توان ایستاد
خندان
شادان
رقصان
چرخید و چرخید
می توان نماز کرد
شکر کرد
می توان هیچ نکرد
فقط لذت برد
[پاسخ]
عشق
چقد سخته معنا کردنش
چقد گنگه برای من
[پاسخ]
واژه هایت در قلب من
دایره های سطح آب را مانند
…
از خوشحالیتون خوشحالم
[پاسخ]
خوش به حال خودتون و ماها که چشم هامون هنوز لیاقت ِ دیدن زیبایی هارو دارن
بهت تبریک می گم مسیح و برات خوشحالم. ایشون خانوم ِ محشری به نظر میان
عکس… نفسه
[پاسخ]
شکر
بعد این همه مدت خوشحالم که طراوت روز اول حفظ شده
۳۲ هزار مرتبه شکر[Angel]
.
این پست رو گذاشتم که مثه یه عکس از روزای قشنگ زندگیمون ثبت بشه…
[پاسخ]
یه دختر گل و دوست داشتنی مثه نیلو غنیمته
[پاسخ]
علییییی
چی می گی ؟!!
ما تو رو راه نمی دیم اول ورودیتو بده مسیح
[پاسخ]
مرسی مانی جان
محشری از خودتونه
.
.
.
.
در ضمن عکس و با کمک مسیح یافتم
[پاسخ]
مونا تو دفتر شعر جوان نمیای ؟!
[پاسخ]
نه نازی جان
[پاسخ]
بلند ِ بلند
اونقدی که صدام بره به آسمون هفتم
داد می کشم:
دوست دارم !
.
.
با مانی موافقم
عکس… نفسه
[پاسخ]
[پاسخ]
کلماتت رنگ قشنگی داشت..امیدوارم آسمون زندگیتون همیشه با این کلمات و رنگهای قشنگ پر بشه…..(منم چون همه گفتن میگم شکر..برای اینکه شما هایی هستین که شکر بگین و یادمون بندازین که گاهی باید شکر خدارو با صدای بلند گفت….
.
مسیح گفته بودم عاشق این گرامافونت شدم………
[پاسخ]
دوتا دوست عالی و با وفا مث مسیح و نازی هم داشتن اوج خوشبختیه
)
( ماچ با حفظ موازین اسلامی
[پاسخ]
آقای مانی! این خانوم محشری رو از حد گذروندن!!! اون بالا بالا ها حساب میشن!!
[پاسخ]
****تا بخواهی پیوند…****
۲۱:۱۱pm
[پاسخ]