۲۸
کوچیک تر که بودم رابطم با داداشم زیر خطر فقر بود. نه دوستاش رو میشناختم. نه میدونستم چی کار میکنه. با کی میپره. عقایدش چیه … رابطمون در حد سلام و خداحافظ بود ! این جریان تا هجده سالگی ادامه داشت تا اینکه من به یه مشکل روحی خوردم و برای اولین بار من رو با دوستاش برد شمال و به قول معروف من رو بازی داد ! اون موقع بود که دوستاش رو شناختم ، طرز فکرش رو فهمیدم و فهمیدم انگار وبلاگش یکی از پر خواننده ترین وبلاگ ها بوده و من تا اون موقع اصلاً نمیدونستم و خیلی چیزای دیگه و کلی قبطه خورد که چرا هجده سال الکی ازش دور بودم. بعد از اون رابطه مون خیلی خوب شد. هر شب یه چند کلمه با هم حرف میزدیم و میزنیم ( فکر بد نکنین البته :دی ). تا اینکه بام تهران محلی شد کل دوستای من با کل دوستای حسن آشنا بشن و همه با هم رابطه داشته باشن و دوستای قدیمیم و دوستای دانشگاهم رو با دوستای داداشم میکس کردم و چون همشون آدمهای انتخاب شده بودن خیلی خوب با هم مچ شدن و شدیم یه اکیپ باحال. این روند با اضافه شدن بچه های خوبی که میشناختیم ادامه داشت و هر کس دور و برش دوستای خوب داشت وارد جریان می کرد که بعضی شبها بام رفتمون به بیست و هفت هشت نفر میرسید ! ( ولی هیچ وقت سی و دو نفر نشد ). تولد پارسال من نقطۀ عطفی بود تو این رفاقتا… هممون بعد از تولد داشتیم از ته دل خدا رو شکر میکردیم برا رفاقتامون. بعد از اون یکی رفت ، یکی اومد ، یکی به مشکل خورد بقیه کمکش کردن ، یکی ناراحت بود هم میخندودنش ، یکی داشت بیراهه میرفت بقیه بهش فرمون دادن.
دیروز تولد حسن بود و با زحمتایی مریم کشید یه روز پر خاطرۀ دیگه تو دفتر خاطرات این اکیپ رقم خورد. جای تک تک کسایی که میشد به ما اضافه بشن و به خوشیمون اضافه کنن خالی بود. دیروز تقریباً میشد حاصل چهار پنج سال دور هم بودن و هوای هم رو داشتن رو دید. همه با محبت به هم نگاه میکردن. همه واقعاً هم رو دوست داشتن. و تنها کاری که از من بر میاد اینه که یکی از پست های اینجارو تقدیم کنم به داداشم و این اکیپ که همشون رو واقعاً دوست دارم. بازم میگم جای همۀ کسایی دوستای خوبم که به هر دلیلی نبدودن خالی بود. ( مخصوصاً NA2 )
خیالت تــــــــــــــــخت
ب.ب
یه ربعه دارم همین جوری این دونه هایی که پایین صفه می شینن و نگاه می کنم
به نام خدا
اول
.
.
بهتوت تبریک می گم به خاطر داشتن این همه دوست که به تعریف خوودتون خیلی خوب باید باشند .
[پاسخ]
راستی
.
.
.
چرا نیلوفر نبود خوب ؟
[پاسخ]
تولدت داداشتونم مبارک باشه ، هرچند دیره دیگه .
[پاسخ]
وای
ایشالا دوستی هاتون همیشه همین جوری بمونه
حالا با اجازه بزرگترا:
آها آها
حسن آقا
تولدتون مبارک
یه امید جشن تولد ۱۲۸ سالگی تون با نوه نتیجه ها
[پاسخ]
مسیح چه کار خوبی کردی
من عکس رو میخواستم
حاجی خیلی خوش گذشت
دست شما درد نکنه
[پاسخ]
کیک تولد کو پ َ ؟
]
[پاسخ]
حسن داداش
تولدت مبارک بازم
[پاسخ]
تودلش مبارک
لحظه هاتون خوب ِ خوبـــــــــــــــــــــــــــــ
[پاسخ]
اووووووم . عالیییییییی بود !
حسن آقا همیشه تولدتون باشه ایشالا سال دیگه زیر سقفتون رو اون کاناپهه!
[پاسخ]
چه تولد قشنگ و مبارکی!
ما را در شادی خود شریک بدانید
[پاسخ]
همیشه شاد باشین……
[پاسخ]
آقا تبریــــــــــــــک تبریـــــــــــک
با آرزوی بهترین بهترین شادیها
[پاسخ]
جای شما خالی …
[پاسخ]
بلند بگو ، ایشـــــــــــــــــــــــالا !
[پاسخ]
آدم وقتی یه کسائیش خوش حالن خوش حالتره ، انگار …
فکر می کنم معنی دوست داشتن هم همین باشه …
فکر کنم همین باشه که می فهمی یه کسایی رو بیشتر دوست داری …
هممون حامیه همدیگه ایم و این حمایتامون تو عملمونه ، شاید روزی بیست تا ماچ و قربون صدقه برا هم ول ندیم !! اما وقتی پای عمل میاد وسط واسه هم جون می دیم ( البته من برا همه تو عکسیا جون نمیدما ! جونمو از تو جوب نیاوردم که برا مثلا ، آرش جون بدم !
) …
اون بالا تو متنت چند تا نکته رو خوب اومدی !
مثل : آدمهای انتخاب شده ! یا مثل : یکی رفت ، یکی اومد ، یکی به مشکل خورد بقیه کمکش کردن ، یکی ناراحت بود همه میخندودنش ، یکی داشت بیراهه میرفت بقیه بهش فرمون دادن …
منم اینو میندازم تنگش (!) : اینجا ( این اکیپ ) خوب جائیه ، اما هر جائی و جای هر کسی نیست ! باید اینجائی باشی تا اینجا باشی …
عاشقمونم !
( من وقتی قلبم اینجوری میشه این خنده ی مسخره رو ندارم ! لطفا خندشو جدی نگیرید ! )
[پاسخ]
ماری خانوم ! خودت رو با ما درگیر کن . به خدا آدمای خوبی هستیما
[پاسخ]
جای شما خالی بود. تو فکرشم برا آشنایی با بچه هایی که قصاری هستن بعد از ماه رمضون یه برنامه ترتیب بدم. میای که ؟
[پاسخ]
از خودش بپرس. فضا رو هم سیاسی نکن
[پاسخ]
کلاً ازینکه اینجا قراره چند سال رو شونت باشم ع ذ ر
[پاسخ]
یه لایۀ نازکچ رو صورت حسنه ! بقیش هم داره هضم میشه تو شیکما !
[پاسخ]
جای شما و آقای ……. خالی بود
[پاسخ]
متاسفانه نازی که نیومد خیلی ها از قلم افتادن چون هول هولکی شد
جات واقعاً خالی بود عسل
[پاسخ]
از شمال ؟
[پاسخ]
سیاوش
[پاسخ]
ایشالا تولد خودم
[پاسخ]
چنتا فحش به اضافه اینکه من باعث افتخارم هست که رو شونمی
[پاسخ]
تولدتون مبارک
خانومای متولد مرداد که خیلی خوبن(تعریف از خود نباشه
) ولی حتمن مرداشم خوبن،آدم تا خودش خوب نباشه نمی تونه این همه دوستای خوب داشته باشه …
ایشالا همیشه این دوستی ها تداوم داشته باشه
[پاسخ]
چقدر دیر این پستت رو دیدم !
خیلی خیلی ممنون دادش …
از همه ممنونم … از همه کسایی که تبریک گفتن و کسایی که زحمت کشین و اومدن …
این دوستیا برا من خیلی با ارزشن …
تو زندگیم … بعد از سربازیم … دوستی معنی پیدا کردو تا جایی که تونستم سعی کردم هوای دوستامو داشته باشمو هر کاری که از دستم بر میاد براشون انجام بدم …
خدا همتون رو حفظ کنه …
خیلی خوشحالم کردید …
ممنونم از مریم که همه رو دور هم جمع کرد و با حداقل امکاناتی که داشت یکی از بهترین روزای تولدم رو برام درست کرد …
(ولی جدای از همه این حرفا … روز تولد من همیشه برام روز بدی بوده … روزی که یادم میوفته دارم بزرگتر میشم و من هیچ علاقه ای به این ندارم … بگذریم )
باز هم از همه خیلی خیلی ممنونم …
ایشالا به وقتش برای همه جبران میکنم …
مسیح خیلی ممنون … خیلی …
[پاسخ]
چقدر خوبه که آدم با برادرش رفیق باشه …
هستم تا آخرش …
[پاسخ]
سیاوش جان خان آقا جون!!!
همون که با موهای سیاش شبق شبق میزنه تو گوشم!
اونو میگم نسرین
[پاسخ]
ایشالا تولد دخترتون!
مال تو که دوره!!!
[پاسخ]
بعد ماه رمضون؟؟؟
مگه قرار نیس افطار بدی؟؟؟؟
( یگانه ، تو زود تر بیا خودمونو میندازیم گردنش! )
[پاسخ]
بله حتمن .. چرا که نه
[پاسخ]
اِهم ، اِهم…
بله
[پاسخ]
ایول باشه حالا به کسی نگو ، یواشکی
[پاسخ]
هان
کی
کجا
من نبودم
.
نه نه
.
من نبودم
.
[پاسخ]
دوستان به جای ما
[پاسخ]
خیلی ممنون.همینکه همه شادن خیلی خوبه:)
[پاسخ]
نازنین جون،ایشالا قبل تولدت همدیگرو ببینیم!خیلی مونده تا اون موقع،می پوسیم که از دلتنگی!![[Broken heart]](http://blog.masih32.com/wp-includes/images/smilies/smileys77.gif)
.
.
ولی تولد تو همیشه برام یه خاطره ی خوبه…چون اولین باری بود که همو دیدیم…
[پاسخ]
تبریک گرچه دارم فکر میگنک خیلی باید دیر شده باشه ..!
ولی ارزو مندیم جمعتون به همین سادگی و قشنگی بمونه و ادامه پیدا کنه
جناب ِ برادر تولد ِ ۱۳۲ سالگیتون رو جشن بگیرید در کنار ِ همین دوستان و نوه و نتیجه هاتون..
[پاسخ]