تو بیفسترگانفی ! خودت خبر نداری

15673fullsize

چند سالی بود که معده اش رنگ غذا به خودش ندیده بود آخه غذا خوردن تو شهرشون ممنوع بود. متخصص های بیرون شهر می گفتن اگه آدم همش گشنه باشه همه رو به شکل غذا میبینه. خواهرش رو فیله کبابی میبینه ، دوست عزیزش رو رست بیف میبینه یوهو ! این هم غریزیه و فقط مرتاض ها می تونن اینجوری نباشن ولی متخصص های شهرشون که دور سرشون پارچه می پیچیدن می گفتن اگر غذا می خوای باید صبر کنی. یه دستورالعمل مرتاضی هم بهش  دادن که اگه می خوای بوی غذایی که دائم به مشامت می خوره آزارت نده ، برو کوه ، ورزش کن ، مشغول باش ، خر باش ، اصلاً سمت غذا نرو ! – دینی ۲ -. اونم گوش داد و رفت کوه ولی زخم معده گرفت آخه اونجا بد جوری بوی لازانیا می یومد، پشت کوه دسر هم می دادن که تاحالا ندیده بود اصلاً. بیخیال شد. گفت میرم دوچرخه سواری. از کوچه شون اومد بیرون یوهو خورد به یه دختره و خیلی اتفاقی یه تیکه بیفستر گانف رفت تو دهنش و بهش مزه کرد… از اون به بعد دوچرخه سواری می کرد ولی نه به خاطر ورزش و تفریح، همش می خورد به این و اون. از خواب که پا می شد نقشه می کشید برا عصرش.  با شور می رفت سر کار ولی نه برای پول دراوردن، برای لاس زدن با منشیشون. ساعت ها تو اینترنت بود ولی نه برای یاد گرفتن و پیشرفت، برای غذا خوردن و سیر شدن. با ماشین بیرون می رفت نه برا اینکه به کارش برسه برای بالا پایین کردن خیابونا می رفت.  تو جیبش همیشه شماره تلفنش رو رو چند تا تیکه کاغذ نوشته بود تا مسیر برگشت به خونه بیکار نباشه. متلک می نداخت، خونه هارو دید میزد، فکر میکرد اینجوری داره سیر میشه. این بلا سر هم شهریاش هم اومد. کوچیک و بزرگ. کتابهای جنسی پر فروش شد، آمار بازدید سایتهای مستحجن بین بچه های ۱۵ ساله و کارمندهای ۵۰ ساله به یه اندازه بالا بود (+) . سن روسبی گری رسید به ۱۲ سال (+)، معاون رئیس حراست به دانشجوی دخترش رحم نکرد (+)، پسر رئیس هتل به مسافر هتل باباش رحم نکرد (+)، مامور پلیس به دختر ۱۶ ساله رحم نکرد (+)  مدیر حوزه و پسر امام جمعه ورامین به یک دختر طلبه  (+) . گشنه تر ها معروف شدن ، خفاش شب ، گرگ درنده ، … این روند ادامه داشت تا شخصیت داستان ما کمی بزرگ تر شد و به خودش اومد. یوهو دید هر کی دور و برشه به خاطر شیکمشه که مونده. از خودش بدش اومد. فاز Anti Girl گرفت. رفت تو طبیعت. رفت و رفت و رفت رسید به دیوار شهرشون. همین که داشت امتداد دیوار می رفت دید یه تیکه از دیوار خراب شده، از فرصت استفاده کرد و با هر زحمتی شده از دیوار شهر رد شد. همین که رفت اونطرف چشمش خورد به انواع و اقسام مدل غذا ، غذاهایی که تا حالا ندیده بود. اولش خیلی دلش قارو قور می کرد ولی یکم که گذشت دیگه هیچ کس رو غذا نمیدید ! خیلی عجیب بود براش ! خوشحال بود. با خودش می گفت : “ مشکل از شهرمون بوده. اینجا غذاخوری داره تا همه رو غذا نبینم. اینجا به خاطر شخصیت هر کس باهاشون رابطه برقرار می کنم، نگاهم به دخترا عوض شده، تو اینترنت میرم دنبال همۀ علایقم و پیشرفت میکنم ، جستجو می کنم، یاد می گیرم، اینجا میتونم فرق زیبایی رو با … تشخیص بدم. اینجا ذهنم آزاده… " . تصمیم گرفت همونجا بمونه. آخه پشت دیوار شهرشون ارزشهایی بود که دلتنگیش میارزیدن…

راه حل مذهبی / دینی : اعوذ و بالله من الشیطان رجیم. بسم الله الرحمن الرحیم. شما تصور می کنید انسان همینطور الکی به کمال میرسد ؟ در این راه نباید سختی بکشد ؟ جلوی هوای نفس خود را بگیرد ؟ باید هر چه می خواهید داشته باشید ؟ تا زمان ازدواج صبر پیشه کنید همانا خدا صبر پیشگان را دوست دارد.

راه حل عرق ملی : پاینده باد ایران ! اینها همه آثار هزینه های هنگفتیست که بیگانگان برای تخریب فرهنگ ایران عزیزمان می پردازند. جانم فدای ایران ! با اطمینان کامل با هوای نفسم میجنگم یا در این راه تلف میشوم یا همۀ اطرافیانم را تلف می کنم !

راه حل یک اصلاح طلب : زمان خاتمی اگر حجاب آزاد می شد چند سالی هرج و مرج بود ولی اتفاقاتی که بعد از آن می افتاد خیلی بهتر از اتفاقاتیست که الان میافتد. باید همراه با فرهنگ سازی از دوران ابتدایی حجاب آزاد و خانۀ عفاف ایجاد شود.

راه حل عامه پسند : انقدر دید می زنیم ، انقدر متلک می اندازیم، تا کمی سیر شویم ولی همیشه در کف می مانیم و ذهنمان خراب و درگیر است. اُه اُه ! داف و نیگا !

راه حل سیاسی : جوانان ما باید بدانند این مشکلات بی ربط به هولوکاست نیست ! اینها آثار بمب های اتم است که همه را غذا میبینید و این هم حق مسلم ماست !

راه حل یک دروغگو : چطور تاحالا من که گشنه م نشده اصلاً. میدونی مشکل چیه ؟ شما خیلی دور و بر غذایی ! منحرفی !

راه حل یک خودخواه : حتماً کسی هست که مثل من گشنه باشد. با هم سیر می شویم. زمان
ازدواج هم خداحافظ شما .

راه حل یک بچه پولدار : گشنته ؟ شب بیا شام مهمون من زیر پل پارک وی ساعت ۲ نیمه شب. میبینمت. فعلن

راه حل یک بچه فقیر : گشنته ؟ شب بیا شام پونک ، پولم بیار. میبینمت. فعلن

راه حل اخلاقی : ببین پسرم ! این چیزایی که میگی زیاد مهم نیست. مهم اینه که چقدر مهربانی !

نتیجه گیری فمینیستی : اگر شعور داشتی به دخترا نمی گفتی غذا ! واقعاً که مزخرفی !

راه حل یک انگلیسی : راه حل می شود ۱۰۰$. داری ؟

اطلاعات این پست
تاریخ نگارش : سه شنبه ۷ مهر ۱۳۸۸ ساعت ۲:۴۵ ب.ظ
نویسنده : مسیح
تعداد بازدید : 209 بازدید
مطلب بعدی :
پست های بلاگ را از طریق فید دنبال کنید.
نظرات ( ۲۹ نظر )
    حسین :

    کلی وقت میخواد بخونمش… آف شدم میخونم…..

    [پاسخ]

    حسین :

    این نظر لطفته عزیز… خب امیدوارم… همه جاهمینجوری باشه.. البته سایت شما لذتش بیشتره.. .

    [پاسخ]

    NA2 :

    یه عالمه نوشتم پشیمون شدم دیلیت کردم
    فایده نداره…

    [پاسخ]

    عسل :

    [باری به هرجهت بودن...جیزی که منو خیلی آزار میده...چیری که با خوندن این متن یهو به ذهنم رسید [Straighte]

    [پاسخ]

    مسیح :

    نظر خودت بوده هر چی بوده .

    [پاسخ]

    مسیح :

    راه حل ؟

    [پاسخ]

    موزیلا :

    راه حل انگیلیسی : راه حل میشه میشه ۱۰۰ پوند ! [Tangue] [Big grin]

    [پاسخ]

    موزیلا :

    - البته فکر میکنم راه حل تو رفتن به اونور دیوار نباشه ، یعنی راه حل تو مغز هر آدمه . اونور دیوار هم خیلیاااااااااااااااااا سیر مونی ندارن . و به قول معروف این جمله ی هر گل یه بویی داره تمام وجودشونو گرفته .
    راه حل به این ور و اونور بودن نیست به نوع دیدگاهه .
    توی یه رستوران هم باشی با منوی کامل چینی ، تایلندی ، لبنانی ، انگیلیسی ، ایرانی و …. باز عین از قحطی اومده ها رفتار میکنی ، حتی اگه از ۲ روزگی پاتوقت رستوران باشه .

    - درست مصرف کنیم ! ( بی شوخی )

    - هنر اینه که از ” هیچی” یه غذا برا خودت بپزی که هم خودت سیر شی ، هم بقیه حال کنن هم رو نِرو ، نره کارات ، هم تو ذوق نباشه

    [پاسخ]

    موزیلا :

    - البته فکر میکنم راه حل تو رفتن به اونور دیوار نباشه ، یعنی راه حل تو مغز هر آدمه . اونور دیوار هم خیلیاااااااااااااااااا سیر مونی ندارن . و به قول معروف این جمله ی هر گل یه بویی داره تمام وجودشونو گرفته .
    راه حل به این ور و اونور بودن نیست به نوع دیدگاهه .
    توی یه رستوران هم باشی با منوی کامل چینی ، تایلندی ، لبنانی ، انگیلیسی ، ایرانی و …. باز عین از قحطی اومده ها رفتار میکنی ، حتی اگه از ۲ روزگی پاتوقت رستوران باشه .

    - درست مصرف کنیم ! (بی شوخی)

    - هنر اینه که از ” هیچی” یه غذا برا خودت بپزی که هم خودت سیر شی ، هم بقیه حال کنن هم رو نِرو ، نره کارات ، هم تو ذوق نباشه

    [پاسخ]

    سین :

    راه حل ؟
    .
    .
    .

    .
    .

    .

    ه

    [پاسخ]

    مسیح :

    همۀ جوامع بعد از انقلابها و تنشهای مختلف فرهنگی و سیاسیشون به حدی از فرهنگ میرسن که در جامعۀ ما اون حد پایینه متاسفانه. مثلاً بکارت دختر از قدیم ملاک پاکی و معصومیت و نجابت ! یه دختر بوده و الان هم مُهریه رو پیشونی دخترا. یا روابط دختر و پسر در دانشگاه ها و … که تو ایران به جای پیشرفت داره پسرفت میکنه !

    راه حل من اینه :

    چون ما تو همین اجتماع زندگی میکنیم باید با بعضی از تفکرات غیر منطقی که ریشه های سست دارن کنار بیایم ! پس من پیشنهادم رو در گوشت میگم [Big grin]

    [پاسخ]

    علی اکبر :

    راه حل هایی که پایین نوشتی خیلی با حاله !!! [Laughing+] راه حل منم اینه که اگر یه ذره فقط یه ذره برا خودم شخصیت قائل باشم آخه من می شه گفت یک آدمم همه چی درست میشه.

    [پاسخ]

    نشاط :

    یه کمی زیاد بی انصافیه که به خانم ها به دید غذا نگاه کرد…
    با مامانم که در این باره حرف می زنیم میگه:”قبل از انقلاب هر گرسنه ای که معدش اذیتش می کرد به یه جایی می رفت که رستوران مخفی نبود.رستورانش مجوز داست غداهاشم منتظر ادمای گرسنه بودن مثل الان نبود که همه جا پر از رستورانهای بی مجوز باشه و غذاهایی که زوری اسمشون میره تو منو…”
    ولی اگرم ازاد کنن مردم رو، تا کشور بیاد دوباره جون بگیره خیلی چیزا رو از دست میده
    شاید راه حلش ازدواجهای اسان باشه [Big grin] دخترا ۱۲ سالگی پسرام ۱۵ سالگی بدون مهریه بدون جهاز بدون محبت بدون اینده بدون هیچی… [chemdoonam]

    [پاسخ]

    عسل :

    کمی احساس مسئولیت نسبت به همه چیز مخصوصاً “خودمون”…فکر کنم…

    [پاسخ]

    ماری :

    هر خونه ای یه دستشویی میخواد ..
    راه حل : ۱٫ کنار جوب ۲٫ تو شلوار

    [پاسخ]

    موزیلا :

    خودت اگه الان ۱۲ سالت بود به راه حلت عمل میکردی وجدانن ؟ [Big grin]

    [پاسخ]

    موزیلا :

    راه حل :
    آقا یه ذره جنبه هممون باس بره بالا ! یه ذره منطقی روی مسائل تفکر کنیم . نه سیخ بسوزه نه کباب!

    [پاسخ]

    مسیح :

    وا ! چه راه حلیه این ؟

    خب فرض کن که منطقی فکر کردیم. حالا یه راه حل منطقی بگو ! من متوجه نشدم [Big grin] در گوشی هم نداریم تو این پست !

    شدیداً جای ارشمیدس خالیه ها !

    [پاسخ]

    مسیح :

    گرفتم. این تا حالا از همه شفافتر بوده …

    [پاسخ]

    مسیح :

    خانوما غذا نیستن ! یعنی نفهمیدی که من برای بیان ساده تر مثال عرض کردم غذا ؟! اگه ناراحت شدی جای همۀ شخصیت های داستان رو عوض کن. شخص اصلی بشه دختر . پسرا هم بشن غذا … ! مگه کم داریم اینجوری ؟

    تو هم انگار راه حل نداری.

    [پاسخ]

    نشاط :

    چرا منظور تورو فهمیدم ولی کل دنیا اینجورین.
    از زن به عنوان کالا داره استفاده میشه،حتی اونایی که ازادی دارن بدترن تبلیغات تلویزیونی کاملن نشون میده صحت حرف رو.
    راه حل نداره که،اگر خیلی مسلمونیو اعتقاد داری که باید صبر پیشه کنی یا راه های جدید مثل صیغه ،این میشه دینیش.
    اگرم نیستی که دیگه برات مهم نیست،کاره خودتو میکنی.
    مشکل اینجاس که ته مایه ای از دین داریو همش تو ذهنت خوب و بد می کنی.از یه طرف نفسته از یه طرفم خدا .اگه کاری کنی منتطر عقوبت الهی میشی اگرم نکنی که…

    [پاسخ]

    نشاط :

    نه عزیزم این که شوخی بود نمی شه که نه چک بزنن نه چونه عروس بیاد به خونه [Big grin]

    [پاسخ]

    نشاط :

    در گوشی نداریم تو این پست(خودت گفتی) [Big grin]

    [پاسخ]

    سین :

    این راه حل نبود ، فشردن دکمه ی Esc بود !

    [پاسخ]

    مسیح :

    [Laughing] بل میگیریا !

    [پاسخ]

    نیلـو :

    من با مسیح موافقم. همین که حالا که نمیتونیم کاری کنیم یه کم نگاه و طرز فکرمون به این مسایلو عوض کنیم. زمان ناصرالدین شاه نیست که! مثلأ اگه میشنویم یکی از دوست های دخترمون با دوست پسرش رابطه داره به چشم یه هرزه بهش نگاه نکنیم و طردش نکنیم.
    یا یه چیزی که خیلی رو اعصاب منه نگاه های مردم به افراد دو جنسیه. کاش به همشون به چشم یه آدم عادی با یه کم مریضی نگاه میکردیم….

    [پاسخ]

    موزیلا :

    گفتم که ! نه سیخ بسوزه نه کباب!
    روی خودمون و شیکممون کنترل داشته باشیم .
    هر غذایی رو نخوریم .
    به خوردن عادت نکنیم .
    بدونیم چرا داریم داریم و چی میخوریم و کی بخوریم و تا کی بخوریم
    غذای مونده و فاسد و کپک زده نخوریم .

    و اول از همه بریم فرهنگ درست غذا خوردن رو یاد بگیریم !

    کجاشو نفهمیدی ؟ میگم باید بریم یاد بگیریم . هول بازی در نیاریم . بی جنبه نباشیم . دگم هم نباشیم . درست فکر کنیم و درست تر عمل !

    عرض کرده بودم : ” درست مصرف کنیم !”

    [پاسخ]

    نشاط :

    [+] [+] [+] [+]

    [پاسخ]

    suzheh :

    سلام خوبی سایت خوبی داری .اگه موافق تبادل لینک هستین منو با نام
    عکسهای داغ و جنجالی
    لینک کنید و خبرم کنید تا با چه نامی بلینکمتون

    http://www.suzheh.com

    [پاسخ]

شما می توانید با RSS نظرات این پست را دنبال کنید.
خواندن این پست شما را در عوض کردن عکستان در قسمت نظرات ( Avatar ) کمک خواهد کرد.
اگر به نظر شما پاسخی داده شود به صورت خودکار ایمیلی حاوی کامنت شما و جواب آن برای شما ارسال خواهد شد.

[shhh] [pray] [ooofz] [ookh] [nahaa] [kiss] [hih] [chemdoonam] [blah] [bi jolo] [Yawn] [Worried] [Wink] [Waiting] [Vix] [Timeout] [Thinking] [Tangue] [Surprized] [Straighte] [Soot] [Smug] [Sleepy] [Sigh] [Sick] [Sad] [Raised eyebrow] [Party] [Not Talking] [Nerd] [Nailbiting] [Love] [Loser] [Liar] [Laughing] [Laughing+] [Hug] [Happy] [Flower] [Drooling] [Doh] [Doa] [Devil] [Day dreaming] [Crying] [Cool] [Confused] [Chiken] [Broken heart] [Borro] [Blushiing] [Big grin] [Batting] [At wits end] [Aplause] [Angel] [-] [+]